مقصر،

نه خدا بود نه زندگی و نه تو.
من بودم...
گذاشتم تو بروی از همین راه،
نه اهل اینجا بودی و..
نه اهل من.


مقصر،
نه سرنوشت بود نه ارتفاع و نه تو.
من بودم...
یاد نگرفتم سقوط همیشه هست.
هرچقدر بلندتر ایستاده باشی،
سخت تر.


مقصر،
نه زمان بود نه خاطرات و نه تو.
من بودم...
هیچکس به من نگفت!
گذشته را رها کنم و دنبالش ندوم،
روز های متمادی..


مقصر،
نه معلم بود نه مدرسه و نه تو.
من بودم...
سر هیچ کلاس درسی یاد نگرفتم،
درد برای فرار کردن نیست،
برای مقابله کردن است..


مقصر،
نه خدا بود نه تقدیر و نه تو.
من بودم...
زانو که زدم دستم را به سمت آسمان دراز کردم و یادم رفت،
خدا همینجاست...


و من گناهکارم...
قضاوت نکن!
گوش کن!
اینبار...


مقصر،
نه خدا بود نه من بودم و نه دیگری.

تو بودی!
تو را من دوستت داشتم بسیار،
بی محابا،
بی هراس،

قبول کن....اینبار مقصر تو بودی!